تبليغاتX


الفباي زندگي
الفباي زندگي
تا شقايق هست زندگي بايد کرد

هنگامي که تو هستي تمام جهان با توست و زمانيکه نيستي، فقط درماندگي و غم با من است «شکسپير» ***** چگونه مي شود به آنکسي که مي رود اين سان، صبور، سنگين، سرگردان، فرمان ايست داد... «فروغ» ***** من دنياي پر از شير و عسل را دوست ندارم. من دنياي کوچک و گرمي را دوست دارم که خودم با دست خودم آن را ساخته باشم. «آرتور شوپنهاور» ***** گاه ممکن است يک غفلت کوچک سرنوشت فرد يا خانواده و يا حتي ملتي را تغيير دهد. «توماس مان» ***** تمامي عشقها تقريبا يکسان آغاز مي گردند و تحقيقا يکسان پايان مي پذيرند   «هرده بازن» ***** تا زماني که عاشق نشده ايد حق نداريد درباره عشق قضاوت کنيد. «شکسپير» ***** عشق حقيقي هرگز يکنواخت و آرام پيش نمي رود «شکسپير»


همقطار ابر

من ميگم بيا دلت رو

بسپار به يه پرنده

آدما تو زندگيشون

نميشن تنها برنده

***

بذار اون پرنده ناز

تو دلت صفا بکاره

نشو مغرور تا خدا هم

نهال وفا بکاره

***

اگه خواستي بري بالا

بشي همقطار ابرا

ولي خوب يادت بمونه

قصه سختي ها، صبرا

***

مسافر کفشاتو پا کن!

راه تو خيلي درازه

مثل اون پرنده اي که

دنبال راز و نيازه

***

غم ما شايد همينه

که نداريم همزبوني

يا تو دردامون نداشتيم

يه شريک آسموني

برگرفته از نشريه دوچرخه؛ شاعر: مريم ايازي

2 نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1383ساعت 15:54  توسط همسفر | 

حرف آخر: يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور