تبليغاتX


الفباي زندگي
الفباي زندگي
تا شقايق هست زندگي بايد کرد

هنگامي که تو هستي تمام جهان با توست و زمانيکه نيستي، فقط درماندگي و غم با من است «شکسپير» ***** چگونه مي شود به آنکسي که مي رود اين سان، صبور، سنگين، سرگردان، فرمان ايست داد... «فروغ» ***** من دنياي پر از شير و عسل را دوست ندارم. من دنياي کوچک و گرمي را دوست دارم که خودم با دست خودم آن را ساخته باشم. «آرتور شوپنهاور» ***** گاه ممکن است يک غفلت کوچک سرنوشت فرد يا خانواده و يا حتي ملتي را تغيير دهد. «توماس مان» ***** تمامي عشقها تقريبا يکسان آغاز مي گردند و تحقيقا يکسان پايان مي پذيرند   «هرده بازن» ***** تا زماني که عاشق نشده ايد حق نداريد درباره عشق قضاوت کنيد. «شکسپير» ***** عشق حقيقي هرگز يکنواخت و آرام پيش نمي رود «شکسپير»


2 نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 1:6  توسط همسفر | 

جوکهای تصادفی

در این سرویس شما کدی را در قالب وبلاگتان قرار میدهید که بازدیدکنندگان با هربار ورود به وبلاگتان یک جوک متفاوت خواهند دید. البته این جوکها هر ماه آپدیت میشوند و نیازی به تغییر کد توسط شما نیست. به عنوان نمونه جوک زیر را ببینید. میتوانید صفحه را Refresh کنید تا یک جوک دیگر را مشاهده کنید:

 

 

 

برای قرار دادن جوک ها در وبلاگ خود کافیست کد زیر را در قسمت ویرایش قالب وبلاگ خود کپی کنید.

 

رنگ سیاه

 

رنگ سفید

 

رنگ آبی

 

رنگ سبز

 

رنگ قرمز

2 نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 15:21  توسط همسفر | 

کد روزشمار اتمام ریاست جمهوری احمدی نژاد

سلام دوستان ... امروز هم یک کد باحال براتون گذاشتم ... این کد یک لحظه شمار برای اتمام ریاست جمهوری احمدی نژاد هست  ... خیلی جالبه ...

-----------------------------------------

اینم نمونه کد :

2 نوشته شده در  جمعه 11 خرداد1386ساعت 5:17  توسط همسفر | 

زیباترین لینک باکس جهان را در وبلاگت قرار بده

2 نوشته شده در  جمعه 24 فروردین1386ساعت 13:55  توسط همسفر | 

اگه میخوای بازدید کننده سایت یا وبلاگت چند برابر بشه کلیک کن

2 نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 7:52  توسط همسفر | 

به سايت من سر بزنيد

سلام به همه دوستان:‌

يه مدتي نبودم، يه مشکلي برام پيش اومده بود. اصلا وبلاگم را فراموش کرده بودم. امروز که اومدم ديدم چند نفر برام پيام گذاشتن. هر چند که اونها را نمي‌شناسم ولي تشکر مي‌کنم از اينکه منو فراموش نکردين. من يه سايت درست کردم. از اين ببعد ميتونين به سايت من سر بزنين. خوشحال مي‌شم...

نظراتتون را هم به ايميل سايت بفرستين. حتما مدنظر قرار ميدم. روزهاي گرم و سبز در انتظار شما باد.

www.2neshan.com

2 نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 13:43  توسط همسفر | 

ايمان داشتن يعني ...

ايمان داشتن يعني دانستن اين که هر روز يک شروع و آغاز جديد است.

با ايمان و اعتقاد است که معجزات رخ مي دهند و رؤياها به واقعيت مي پيوندند.

ايمان داشتن يعني ديدن فرشتگان که در ميان ابرها به رقص مشغولند.

سعني شناخت شگفتي در يک آسمان پر ستاره و خردمندي انسان در کره ماه.

ايمان داشتن يعني دانستن ارزش يک قلب.

يعني معصوميت چشمان يک کودک و زيبايي دستي پير و سالخورده.

ايمان داشتن يعني يافتن قدرت و شهامتي که در ماست، هنگامي که زمان آن فرا مي رسد تا دوباره شروع کنيم.

ايمان داشتن يعني دانستن اين که وقايع شگفت انگيز در انتظار روي دادن هستند، و همه اميدها و روياهايمان در دسترس قرار دارند.

منبع: www.compusmart.ab.ca

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1 اردیبهشت1384ساعت 22:37  توسط همسفر | 

زندگي يعني کامل شدن

نمي دانم... کساني که قبلا وبلاگ مرا (الفباي بيکسي) ديده بودند شايد با اين تغييراتي که در آن بوجود آمده تعجب کنند، در پاسخ آنها فقط مي توانم بگويم که خداوند هميشه نور اميدي را در تاريکي بيکسي به روي بندگانش مي گشايد؛  او را شکر مي گويم و با نوشتن اولين مطلب الفباي زندگي، همه عشق و اميد و شاديهاي زندگيم را تقديم همسفرم مي کنم. کسي که در سخت ترين لحظات زندگي مونس من است و مهربان و صبور کمبودهاي مرا تحمل مي کند. 
 

 تو مي تواني همين الان تصميم بگيري که اين متن را بخواني يا از خواندنش صرفنظر کني و به همين سادگي مي تواني از نقطه سايه به منطقه آفتابي بروي. وجه تمايز اصلي تو به عنوان يک انسان با موجودات ديگر قدرت تصميم گيري و مختار بودن توست. خداوند وجود تو را خواهان تغيير آفريدده است. بايدها، نبايدها و کليشه ها روح متحول تو را مادي و ساکن نموده است. هميشه خواهان تغيير باش، خواهان رفتن، رجعت کردن، حتي پرواز کردن به دوردست ها، به دنياي جديد، دنياي خودت. آري وجود خودت. آنگاه که خود را شناختي و درک کردي خدا را نيز درک خواهي کرد. دنياي تو خيلي بزرگ است به اندازه بزرگي روحت، بزرگي عشقت. با عشق زنده باش با عشق الهي به خودت اعتماد کن. تو خداگونه اي هستي بر روي زمين آنگاه که خداوند تو را از گل آفريد بر تو از روح خداوندي خويش دميد. پس تو لياقتش را داري چون جزئي از خدا در وجود توست. به اين دنياي مادي و ساکن خو نکن. روح الهي در تو جريان دارد پس قدر آن را بدان. به مأموريت الهي خويش فکر کن. با نيروي ايمان و اراده سنگها را در هم شکن. آبها را تحت کنترل خود دربياور، و اين را بدان که تو براي کامل شدن به اين دنيا آمده اي. آمده اي حقايق را بيابي و وقتي کامل شدي به قول ريچارد باخ در کتاب ارزشمند «جاناتان مرغ دريايي» به بهشت مي رسي و آن را درک مي کني. آري زندگي يعني کامل شدن.
 برگرفته از نشريه موفقيت " با اندکي تغيير" 
2 نوشته شده در  سه شنبه 23 فروردین1384ساعت 13:57  توسط همسفر | 

عزاداري شايسته مقام امام حسين (ع) کدام است؟

نمي دانم چرا وقتي در کُنه و قلب عزاداريهاي هيئتها وارد مي شوم و عميق که درباره اش فکر مي کنم، به دلم نمي چسبد... ما هممون از اين چيزها زياد شنيديم که دل انسان بايد با امام حسين (ع) و خدا باشه. هميشه انسان بايد مؤمن باشه نه فقط چند روز ديندار بشه هممون هم از اينطور جملات را حفظيم اما پاش که بيفته باز هم توي عزاداريها که وقت امتحان پس دادنه دوباره کارهايي را مي کنيم که شايسته نيست و امام حسين (ع) را به جاي اينکه خشنود کنه ناراحت مي کنه. مثلا من در سالهاي قبل خيلي برام اتفاق افتاده که در مراسم عزاداري شرکت مي کنم بعد مي بينم که مردم همديگر را هل مي دهند و يا خيلي راحت مي نشينند و جا به بغل دستي خود نمي دهند. يا از پارتي بازيهاي پخش نذري ها که فکر کنم همه يه بار را به پستشون خورده. مي خواهم بپرسم واقعا امام حسين به اينکارها راضي است؟ تازگيها به فکرم افتاده مي گويم عزاداري و سينه زني براي امام حسين خوبه ولي نه اينکه در طول سال دروغ بگي، مال حرام کسب کني بعد بياي بري براي امام حسين نذري بدهي و هزار و يک جور ريا کني. مثلا خيلي از دختر و پسرها را مي بينم که در اين شبها بيرون مي آيند براي شيطنت. آيا اينها عزاداري است؟ به نظر من عزاداري واقعي اين است که از ته دل، دلت براي غربت و مظلوميت امام حسين و اهل بيتش بسوزد و آتش بگيرد. جگرت بسوزد و نتواني دم برآوري. حرف ديگرم اين است که افرادي که در حسينيه ها و مساجد لخت مي شوند و سينه مي زنند خيلي کار زشتي در برابر امام حسين انجام مي دهند. بدون اينکه بدانند هدف امام حسين از اين قيام چه بوده حرکاتي را انجام مي دهند که در شأن مجلس عزاداري امام حسين (ع) نيست. تازه گاهي اين فيلم ها را به صورت سي دي در معابر عمومي (محل عبور بانوان) هم پخش مي کنند که بسيار زشت و زننده است.

من ميگم هر کس بايد فقط از خودش شروع کند. هر کس از خودش بپرسد آيا اين عملي که من دارم انجام مي دهم مورد رضايت فرزند امام حسين (ع) حضرت حجه بن الحسن عسگري که ناظر بر اعمال من مي باشد، هست يا نه؟ 

گاهي با خودم فکر مي کنم که من متکبر شدم که اين فکرها به ذهنم مي آيد. گاهي حتي آنقدر اين رفتارهاي مردم در نظرم زننده مي آيد که دوست ندارم در هيئتها و مساجد شرکت کنم و مي گويم بنشينم توي خونه و براي خودم راز و نياز کنم بهتره. بعد يک نفر در درونم مي گه که تو فکر مي کني خودت کي هستي که اينقدر متکبرانه فکر مي کني همه اشتباه ميکنن و خودت درست فکر مي کني. اين فکرها در درونم مرا رها نمي کند. از طرفي مي بينم که بعضي از عزاداريها اشتباه است و بي حرمتي به امام حسين است و از طرفي دستهاي تهي خودم را مي بينم.

بعد با خودم مي گويم اي کاش امام زمان (ع) زودتر بيايد...

اللهم بَدِّلْ فِراقِنا بِوِصالِ الحُجّه      

2 نوشته شده در  شنبه 1 اسفند1383ساعت 17:56  توسط همسفر | 

همقطار ابر

من ميگم بيا دلت رو

بسپار به يه پرنده

آدما تو زندگيشون

نميشن تنها برنده

***

بذار اون پرنده ناز

تو دلت صفا بکاره

نشو مغرور تا خدا هم

نهال وفا بکاره

***

اگه خواستي بري بالا

بشي همقطار ابرا

ولي خوب يادت بمونه

قصه سختي ها، صبرا

***

مسافر کفشاتو پا کن!

راه تو خيلي درازه

مثل اون پرنده اي که

دنبال راز و نيازه

***

غم ما شايد همينه

که نداريم همزبوني

يا تو دردامون نداشتيم

يه شريک آسموني

برگرفته از نشريه دوچرخه؛ شاعر: مريم ايازي

2 نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1383ساعت 15:54  توسط همسفر | 

نفرين به سفر

ما چون دو دريچه روبروی هم

آگاه ز هر بگومگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده  

هر روز قرار روز آينده

عمر آينه بهشت اما آه

بيش از شب و روز تير و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته است

زيرا يکی از دريچه ها بسته است

 نه مِهر فسون، نه ماه جادو کرد

نفرين به سفر   که هر چه کرد او کرد            

اخوان ثالث

 

2 نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1383ساعت 20:11  توسط همسفر | 

يار قديمي

مشتاق گل از سرزنش خار نترسد

حيران رخ يار ز اغيار نترسد

آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق

از طعنه نامحرم اسرار نترسد

 

سلام من به تو يار قديمي

منم همون هوادار قديمي

هنوز همون خراباتي و مستم

ولي بي تو سبوي مي شکستم

همه تشنه لبيم ساقي کجايي؟

گرفتار شبيم ساقي کجايي؟

اگه سبو شکست عمر تو باقي

که اعتبار مي تويي تو ساقی

اگه ميکده امروز شده خونه تزوير

تو محراب دل ما تويي تو مرشد و پير

همه به جرم مستي سر دار ملامت

مي ميريم و مي خونيم سر ساقي سلامت

يه روزي گله کردم من از عالم مستي

تو هم به دل گرفتي دل مارو شکستی 

پشيمونم و هستم اگه عهدي شکستم

آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

ميگن مستي گناهه به انگشت ملامت 

بايد مستارو حد زد به شلاق ندامت 

سبوي ما شکسته، در ميکده بسته

اميد همه ما به همت تو بسته

به همت تو ساقي تو که گره گشايي

تو که ذات وفايي، هميشه يار مايي  

 

 دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت، دائما يکسان نباشد حال دوران غم مخور

2 نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1383ساعت 20:10  توسط همسفر | 

حرف آخر: يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور